خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
155
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
پس اين اختلافها در هفت قسم منحصر هستند : الف - محمول و موضوع هردو متساوى باشند ، مانند انسان و ناطق . ب - موضوع خاصتر از محمول باشد ، مانند انسان و حيوان . ج - موضوع عامتر از محمول باشد ، مانند حيوان و انسان . د - جمع و خلو هردو ممكن باشد ، مانند انسان و سياهى . ه - فقط اجتماع ممكن باشد ، مانند حيوان و لا انسان . و - فقط خلّو ممكن باشد ، مانند حيوان و اسب . ز - هر دو ممتنع باشند ، مانند انسان و لا انسان . هر قضيهاى كه محمول و موضوعش معين باشد ، در صورتى كه محمول به جاى موضوع و موضوع به جاى محمول قرار گيرد عكس ناميده مىشود . در صورتى كه مقابل موضوع به عدول موضوع و مقابل محمول به عدول محمول تبديل شود ، مقابل خوانده مىشود . هرگاه مقابلها را منعكس كنيم ، به آن عكس مقابل مىگويند . قضيهاى را كه مىخواهيم عكس كنيم ، بايد دقت كنيم كه موضوع و محمول با تمامى اجزا از يكديگر و همچنين از لواحق ربط و سلب و سور و جهت متميّز باشند و به تمامى منعكس شوند ، مثلا وقتى مىگوييم : « هيچ انسانى در خانه نيست » ، نبايد در عكس بگوييم : « هيچ خانه در انسانى نيست » ، زيرا ادات « در » كه جزء محمول است ، برقرار نمانده است . در عكس مقابل نيز بايد دقت نمود . اكنون بايد بگوييم : از نظر استوا و انعكاس در نوع اول عين موضوع و محمول و نيز مقابل هردو به عدول ، موجبهء كلى هستند و همگى متلازماند ، زيرا مىتوانيم بگوييم : هر انسانى ناطق است و هر ناطقى انسان ، هر لا انسانى لا ناطق است و هر لا ناطقى لا انسان . در نوع چهارم نيز عين موضوع و محمول و مقابل هردو موجبه و سالبه است كه از نظر استوا و انعكاس به صورت جزئى هستند و همگى متلازماند ، زيرا بعضى حيوانها سياهاند و بعضى سياه نيستند و بعضى سياهها حيوانند و بعضى حيوان نيستند . مقابلهاى اينها نيز به همينگونه هستند . در نوع هفتم نيز از نظر استوا و انعكاس ، عين موضوع و محمول و مقابل ايندو سالبهء كلى خواهد بود و به همين صورت همگى متلازماند .